تيلور كوئن فهرستي از باورهاي محافظه‌كارها را تهيه كرده است كه آخرين مورد آنها برايم جالب بود: «مسووليت‌پذيري ارزشي است كه هم در قياس با آزادي و هم در قياس با برابري اهميت بيشتري دارد.»

چند شب پيش در يك مهماني شام بوديم و من و همسرم تنها كساني بوديم كه در آن مهمانی به اوباما راي نداده بوديم. بحث‌هاي زيادي درباره سياست مراقبت‌هاي بهداشتي كرديم و يكي از دوستانم گفت ايميلي از طرف moveon.org برايش آمده كه در آن خواسته شده برنامه whole foods را بايكوت كند و داشت با كمال ميل از آن تبعيت مي‌كرد. 

اما او در بيشتر صحبت‌هايش از عدم مسووليت‌پذيري افراد فقير گله مي‌كرد. مثلا مي‌گفت پيوند كليه به يك فرد فقير و ضعيف آن را ضايع خواهد كرد، چون اين فرد احتمالا نمي‌تواند دستورالعمل‌هاي خشك و انعطاف‌ناپذير دوره بعد از پيوند را كاملا عملي كند و به اين خاطر خواهد مرد. آن موقع چيزي نگفتم، اما متوجه شدم ديدگاهي بسيار محافظه‌كارانه دارد. 

به هر حال من همچنان به مدل ساده‌اي درباره تفاوت‌هاي ميان محافظه‌كارها، ليبرتارين‌ها و ترقي‌خواه‌ها اعتقاد دارم. محافظه‌كارها فكر مي‌كنند خرد و حكمت ناشي از هنجارهاي فرهنگي با سابقه طولاني است. ليبرتارين‌ها معتقدند خرد در انتخاب‌هاي فردي نهفته است. ترقي‌خواه‌ها هم بر اين باورند كه خردمندي در يد نخبگان ترقي خواه است. اما تيلور خواهان تفسيري بلندنظرانه از محافظه‌كاري است. در اين جا چند ايده را ارائه مي‌كنم كه در فهرست تيلور نيامده‌اند. 

همچنين بايد اشاره كنم كه اينها نكاتي هستند كه من راجع به باورهاي محافظه‌كارانه فكر مي‌كنم، نه آنچه به آنها باور دارم. 1- از نظر محافظه‌كارها، فرهنگ انسان رو به تنزل است؛ در حالي كه يك فرد ترقي خواه از گذشته شرمگين است و به آينده اميدوار، محافظه‌كارها به گذشته افتخار مي‌كنند و راجع به آينده نگرانند. محافظه‌كارها به هر جا كه نگاه مي‌كنند، تباهي و انحطاط مي‌بينند: اخلاق، آموزش، رهبري سياسي، مسووليت شهروندي. اگر نتوانيم فضيلت‌هاي گم شده خودمان را به گونه‌اي دوباره زنده كنيم، شكوه گذشته ما در آينده‌اي پرمخاطره محو خواهد شد. 

از نظر محافظه‌كارها، بازارها بر دولت ارجحيت دارند؛ چرا كه سازگاري آنها با مسووليت‌پذيري خانواده بيشتر است. حضور زياد از حد دولت به وابستگي و از دست رفتن فضيلت منجر مي‌شود. با اين وجود از نظر اينها انسجام و يكپارچگي فرهنگي و فضيلت‌ها مهم‌تر از كوچك بودن دولت هستند. بازارها غيراخلاقي‌اند و فرآيندهاي بازار مي‌توانند چنان تغييرات پرسرعتي را به بار آورند كه فرهنگ قادر به جذب آنها نباشد. بازارها به قيمت صدمه به پيوندهاي‌گروهي، فرديت را ارتقا مي‌بخشند. 

وجود برنامه‌هاي باز توزيعي و نظارت‌هاي دولتي كه انسجام جامعه را حفظ مي‌كنند، بهتر از آن است كه به بازارها اجازه دهيم زمينه فروپاشي كامل هنجارهاي اجتماعي را فراهم آورند.

مرجع : دنیای اقتصاد       آرنولد كلينگ         منبع : فرارو