سختی های جنگ نرم را باور کنیم
امروزه به کرات عبارت هایی نظیر جنگ نرم و قدرت نرم از رسانه های جمعی شنیده می شود و در مورد مفاهیم آن نیز مطالعات و تحقیقات فراوانی انجام شده است ، ولی به نظر می رسد هنوز ابعاد گوناگونی از اهمیت و حساسیت های این عرصه به خوبی شناخته نشده است و ابهامات فراوانی در اذهان عمومی وجود دارد.
در این نوشته سعی می شود در قالب مقایسه تطبیقی جنگ نرم با جنگ سخت ، زوایای دیگری از ماهیت جنگ نرم روشن شود .به همین منظور وجوه افتراق این دو نوع جنگ به اختصار مورد بررسی قرار می گیرد چرا که در سایه مغفول واقع شدن این تفاوت ها نکاتی وجود دارد که باعث وارد آمدن خسارتهای جبران ناپذیری از ناحیه جنگ نرم می شود که به اختصار به آن می پردازم.
در زمان وقوع جنگ های کلاسیک و درگیری نیروهای مسلح حدود و ثغور میدان جنگ کاملا مشخص است و طرفین نیز بر همان مبنا خاکریز های خود را ایجاد می کنند ولی در جنگ نرم خاکریز های خودی و غیر خودی مشخص نیست و هیچ محدودیت جغرافیایی برای حمله دشمن وجود ندارد.
در جنگ سخت یا همان جنگ نظامی معمولا تلفات و مجروحین به خوبی قابل رویت هستند و پیشروی دشمن باعث می شود فرماندهان و مسئولان به سرعت نقاط ضعف و قدرت و نتیجه کارکرد رزمی خود را ارزیابی و بررسی کنند و چه بسا اگر فرماندهی در انجام وظیفه خود کوتاهی کرده است به سرعت توبیخ و سرزنش می شود ولی در جنگ نرم به دلیل نبود گزارشی از میزان خسارت های وارده ، کاستی ها و نقاط ضعف به آسانی شناسایی نمی شود و ممکن است فرماندهان و افسران ناکار امد مدتها در پست خود باقی بمانند .
در جنگ سخت میزان خسارت ها و تلفات به دلیل مشهود بودن قابل ترمیم و جایگزینی است ولی در جنگ نرم جان باختگان و اجساد در کنار شما مشغول به فعالیت روز مره هستند و این امکان وجود دارد که از بین نیروهای خودی ، باشند کسانی که قلب و روحشان به اسارت دشمن در آمده ولی هر روز در جایگاه سازمانی خود حاضر می شوند و به فعالیت روزمره خود ادامه می دهند وبه طور ناخوداگاه در مواردی نقش ستون پنجم دشمن را ایفا می نمایند. طبیعتا این عده در زمانی غیر قابل انتظار در مقابل شما صف آرایی می کنند .
در جنگ سخت تسلیحات و مهمات دو طرف تقریبا شناخته شده و متعارف هستند و نوع استحکامات و سنگربندی ها نیز بر همین مبنای ساخته می شود ولی در جنگ نرم، دشمن از هر ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند .
در جنگ سخت بسیاری از مجروحین بعد از مدتی معالجه شده و به جبهه باز می گردند ولی درمان و بهبودی مجروحین جنگ نرم ، پروسه ای دشوار و زمان بر است و در شرایطی شدت جراحات فکری و قلبی به حدی میرسد که برای جلوگیری از انتقال آلودگی چاره ای جز جدا سازی آنها از نیرو های خودی وجود ندارد .
در جنگ سخت به دلیل خطراتی که مستقیما جان نیروهای خط مقدم را تهدید می کند تنها آن دسته از نیروهایی که از توان و قابلیت های رزمی لازم برخوردارند شرکت می کنند ولی در جنگ نرم حضور در این جبهه نه تنها خطری ندارد بلکه چه بسا پرستیژ و امتیازاتی را هم به دنبال خواهد داشت بنابراین شاهد هستیم که هر کسی خود را شایسته اظهار نظر و حضور در این میدان می بیند و در مواردی برخی از کسانی که فاقد کمترین قابلیت ها و توانمندی های لازم هستند در جایگاه فرماندهی نیز قرار می گیرند و همین نکته باعث از هم گسیختگی و بروز شکست های پی درپی میشود .
در زمان وقوع جنگ سخت و تهاجم نظامی دشمن، هر کشوری به سرعت نیرو های زبده و تعلیم دیده خود را برای حضور در میدان فرا می خواند و در صورت کمبود نیرو ، تدابیر لازم برای آموزش نیرو های جدید اندیشیده می شود ولی در جنگ نرم معمولا بدلیل نامحسوس بودن آن نه تنها هیچ فراخوانی صورت نمی گیرد بلکه چه بسا نیروهای آماده و جنگ دیده نیز نمی دانند به کجا مراجعه کنند ، به عبارت ساده تر هیچ مکانی برای سازماندهی و اعزام نیرو به خط مقدم پیش بینی نشده است و نیروهای آموزش دیده سرگردان وسرخورده به خانه های خود برمی گردند.
در زمان آغاز تهاجم نظامی دشمن که غالبا با شکستن دیوار صوتی هواپیماهای دشمن همراه است، به دلیل به خطر افتادن تمامیت ارضی کشور و تجاوز دشمن به حریم کشور کسی در وقوع جنگ تردید نمی کند و جنگ به آسانی باور می شود و همه مهیای جنگ می شوند ولی در جنگ نرم ممکن است ماه ها و سالها از حمله بی امان دشمن سپری شود ولی هیچکس وقوع حادثه را حس نکند .
در پایان به این نکته اشاره می کنم که در شرایط فعلی که کشور جمهوری اسلامی ایران در معرض یک جنگ نرم تمام عیار قرار گرفته است ، لازم است نیروهای مطلع و اشنا با ابزار قدرت نرم وبرخوردار از توان مقابله به میدان مبارزه فراخوانده شوند.
محمد اسماعیلی
کارشناس روابط بین الملل در واحد پژوهش های رسانه ای شبکه العالم
مرجع : جهان