افراط گريزی برای آرامش
گفت و شنودها در چند هفته گذشته نشان داد که پس از ماهها تنش و بحران در فضای سیاسی کشور، دست هايي در تلاش است تا بتواند در جو غبارآلود ناشی از این تنش و بحران، آرامشی برقرار کند.

نشانه های چنین تلاشی را می توان در سخنان کسانی چون فلاحیان، علی لاریجانی و ری شهری و صفوی یافت که همگی با لحن و زبانی آرام از نیاز جامعه به آرامش سخن گفته و حتی آن را از منظر منافع ملی مطرح کرده اند. این تلاش در عرصه عملی نیز ظهور کرده که در این مورد می توان به اقداماتی مثل گزارش كميته ويژه پيگيري حوادث پس از انتخابات مجلس، مناظره های تلویزیونی چند روز گذشته، نحوه برگزاری دادگاه دستگیر شدگان روز عاشورا و چگونگی نمایش آن از سوی صدا و سیما اشاره کرد. از سوی دیگر، به نظر می رسد که این اقدامات تا اندازه ای رضایت برخی از رهبران معترض را به خود جلب کرده و سخنان آقای سید محمد خاتمی تاییدی بر این مدعا است که گفت؛ «به لطف خداوند شاهد بارقههایی از عقلانیت و تدبیر هستیم به طوریكه ان شاء الله به سوی منطق و قانون پیش رویم».
مسئله قابل طرح این است که چه چیزی باعث شد تا این تلاش بتواند فضا و مجال فعلیت پیدا کند تا بر تنش چند ماهه تاثیرگذار شود. در واقع، بین تنش بالای روز عاشورا و هفته پس از آن با آرامش یکی دو هفته اخیر چنان فاصله و عدم تناسبی وجود دارد که تحول از آن به این در طی مدتی کوتاه تعجب برانگیز بوده و این پرسش را پیش می کشد که چه عاملی باعث شده تا چنین تحولی رخ دهد و عرصه بر افراط گرایی ها و تندروی ها تا اندازه ای تنگ شود؟ البته روشن است که اقدامات ذکر شده در این بین دخیل بوده اند اما عاملی باید وجود داشته باشد که به این اقدامات مجال بروز داده و در واقع آن عامل چنین تحولی بوده است.
صرف نظر از نوع قضاوت نگارنده در مورد آقاي موسوي این سخن چندان خالی از اغراق نیست که بیانیه هفدهم وی عاملی مهم در این تحول بوده است به نحوی که موسوی با آن بیانیه فضایی را ایجاد کرد تا طرف مقابل بتواند با اقدامات خود آرامشی را ایجاد کند.
آقای افروغ با تایید این موضوع گفت؛ «بيانيه مهندس موسوي بسيار به تعديل فضاي عمومي جامعه کمک کرد ... ما در اين بيانيه شاهد بوديم موسوي موضع گيري خودش را در برابر امريکا و انگليس، و بر ضدافراد بدنامي چون منافقين نشان داد و در عين حال بر نقد هاي خود تاکيد کرد... اين بيانيه در عين آنکه بندها و پيشنهادات بسيار خوبي داشت براي آنها که درباره مواضع سلبي ايشان هم ترديد داشتند و مدام مي گفتند چرا ايشان از استکبار انزجار نمي طلبد، جواب مناسبي بود. اين طرح نشاني از وحدت ملي بود».
نکاتی که آقای افروغ بیان کرده آشکارا در بیانیه هفدهم موسوی دیده می شود که با چنین عباراتی بیان شده اند؛ «منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند»، «ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند».
سوای این عبارات، دو موضوع دیگر نیز در بیانیه موسوی دیده می شود که افروغ به آنها اشاره ای نکرده و به نظر می رسد که همین دو موضوع مجالی را برای چنین تحولی فراهم کرده و اجازه داده تا مجال و فضایی برای ایجاد آرامش ایجاد شود.
اولین موضوع، تاکید صریح موسوی بر هویت خويش است؛ «من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم».
اگر به بیانیه های قبلی موسوی توجه شود، به کرات عباراتی شبیه این دیده می شود که در آنها پایبندی خود به قانون اساسی و حفظ نظام جمهوری اسلامی را بیان کرده بود، اما چرا موسوی بار دیگر این موضوع را با چنین لحنی بیان کرده است؟ به نظر می رسد که موضوع دوم بیانیه وی در مورد وضعیت کشور پاسخ این مسئله باشد که می گوید؛ « وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است».
در واقع، موسوی وضعیت بحرانی در فضای سیاسی را به گونه ای در سیلابهای تند و گل آلود دیده که لازم می داند بار دیگر با تاکید و تصریح بر هویت خود نسبت به آن واکنش نشان دهد.
شاید تصور شود که ذکر طغیان و گل آلود شدن سیلابها در بیانیه موسوی اشاره به تبلیغات افراطی علیه وی بوده که او قصد داشته تا با واکنش نسبت به آن موضع خود را شفاف سازد. البته این تصور چندان هم غلط نیست و حتی موسوی در این بیانیه نیز با ذکر «تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین» به آن تبلیغات اشاره ای کرده، اما باید گفت که تمام مسئله محدود به این موضوع نیست.
بد نیست که برای روشن شدن موضوع به سخنان آقای سید محمد خاتمی توجه شود که در مورد افراط گرایی از هر دو جناح گفت؛ «علیرغم تأکیدات چهره های شاخص اصلاح طلب و کاندیداهای معترض و همراهی بدنه جامعه، عده قلیلی در هر دو جریان با سوء نیت و شیطنت میخواهند جو را رادیکال کنند. هدف آنها این است که بخش کوچکی از مردمی که با توجه به صدماتی كه دیده اند و عاطفی شده اند از آن ها پیروی کنند، اما با هوشیاری مردم بدنه اصلی معترضان به چارچوب قانون اساسی و روشهای مسالمت آمیز و اخلاق اعتراض سیاسی پایبندند و حاکمیت نیز در پاسخ به آنها باید به قانون و اخلاق پایبند باشد». اگر به وقایع روز قدس و 16 آذر و طرح برخی شعارهاي دشمن شادكن در آن وقایع دقت شود، محتوای این سخن خاتمی و همچنین آن دو موضوع در بیانیه موسوی بیشتر معلوم می شود.
در روند اعتراضات، فرایندی به وجود آمد که رفته رفته آن را از دامنه اولیه خود خارج کرده و خطر بروز تبعات پیش بینی نشده را به وجود آورد. رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود برای طلاب نسبت به این موضوع هشدار داده و فرمودند؛ «وقتی از اصلیترین شعار جمهوری اسلامی، یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، اسلام آن حذف میشود، آقایان باید به خود بیایند و بفهمند كه راه غلطی را میروند، وقتی در روز قدس كه اساس آن برای دفاع از فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی است، به نفع رژیم غاصب و برضد فلسطین شعار داده میشود، باید متنبه شوند و تبری خود را از این جریان اعلام كنند».
این فرایند تنها محدود به شعار نبوده و نشانه هایی از افراط گرایی عملی در آن دیده شد که در واقع، ناشی از تداوم اعتراضات خیابانی بود و البته شايد برای کسانی چون موسوی و خاتمی و حتی کروبی قابل انتظار و پیش بینی نبود.
سخنان خاتمی در مورد شیطنت عده قلیلی از سوی هر دو جریان برای رادیکال کردن جو، ناظر به همین وقایع است که او را ملزم می کند تا «چارچوب قانون اساسی و روشهای مسالمت آمیز و اخلاق اعتراض سیاسی» را یادآوری کند و به نظر می رسد تاکید موسوی بر هویت خویش نیز ناظر بر همین موضوع بود.
در واقع، موسوی، خاتمی و کروبی در طی اعتراضات ، فرایندی را رهبری می کردند که اندک اندک در حال خروج از حد و حدود آنان بوده و متوجه شدند که باید به نحوی جلو چنین جریانی را گرفت. از این رو، تاکید موسوی بر هویت خویش و ذکر طغیان و افراط گريزي برای آرامش ل آلود شدن اشاره ای به این جریان افراطی داشت که او سعی کرد تا با پیشنهادهایش از یک سو جلو چنین جریانی سد شود و از سوی دیگر، فضا و مجالی برای تعامل با طیف مقابل ایجاد شود. به عبارت دیگر، بیانیه موسوی با جلوگیری از افراط گرایی و ایجاد فضای تعامل باعث شد تا با کاسته شدن از التهاب فضای سیاسی، مجالی برای طرف مقابل ایجاد شود تا با اقدامات خود آرامشی در این فضا برقرار کند. این کنش و واکنش نشان داد داد که استیلای آرامش بر فضای سیاسی تنها و تنها در گرو بسته شدن راه افراط گرایی است و بدون چنین چیزی، افراط، گل آلود شدن اوضاع را در پی دارد که حاصل آن فقط به نفع دشمنان مشترک هر دو جریان سیاسی کشور خواهد بود.
اميد مي رود هر دو طرف اختلاف، كه دل در گرو قدرت و عزت روز فزون نظام جمهوري اسلامي ايران دارند، با غيرتمندي تمام، براي حفظ منافع ملي ايران، خردورزي، بيشتر پيشه كنند و مجال شرارت از افراط گرايان بي بصيرت، باز ستانند.
دکتر سید نعمتالله عبدالرحیمزاده
مرجع : فرارو