تمسخر "حرف آخر"ها به سبک صداوسیما
همیشه هرج و مرج گرایی یا به تعبیر فرنگی ها "آنارشیسم" در هر موضوع، زمانی اتفاق می افتد که مبنا و الگویی در آن مسئله، مورد توافق و اجماع همگان نباشد. ناظر به همین نکته است که تعبیر "قانون بد"، بهتر از بی قانونی است -که البته شاید در مطلق شرایط صحیح نباشد اما در بیشتر موارد صادق می نمایاند- در افکارعمومی جای گرفته است چون اگر قرار باشد حاکمیت الگو و قانونی هرچند ضعیف در سرزمینی معطل و بی مقدار شمرده شود، سنگی روی سنگ باقی نخواهد ماند.
البته این الگو صرفا منحصر در بحث قانون و قانونگرایی نیست مثلا در یک خانواده اگر زن خانه قوامیت و ولایت شوهر را نپذیرند گرما و صمیمیت و حتی فیزیک آن خانواده غالبا محکوم به فروپاشی است. این نسبت در رابطه دانش آموزان و مدیر مدرسه و نیز رابطه کارگر و کارفرما حکمفرماست. در این میان، بدیهی است وظیفه ای که برعهده رسانه های جمعی بهویژه رسانه ملی است، دعوت و تشویق هرچه بیشتر مردم به گردن نهادن به این الگوها و مراجع جهت زمینه سازی الگوپذیری و ضابطه مندی در آنان و مبارزه با هرج و مرج است.
اما آنچه در عمل در بعضی موارد از سوی رسانه ملی دیده می شود، آن است که علاوه بر اینکه چنین تشویقی صورت نمی پذیرد بلکه در رویکردی عجیب به راحتی زیربناهای یادشده به معنای دقیق کلمه به سخره و استهزاء گرفته می شود. محدودیت این وجیزه اجازه نمی دهد تا تمام این موارد انعکاس داده شود اما برای درک بهتر این فرآیند به 3 نمونه بارز اشاره می شود:
1. چند ماهی است سریال طنز مسافران برخی شبها با ظرافت قابل تحسینی به آسیب شناسی رفتار مردم ایران می پردازد که اتفاقاً بسیاری از این آسیب شناسیها "حق" است. اما متاسفانه در یکی از قسمتهای اخیر این سریال شاهد آن بودیم که مسئله "آمار" و "آمارگیری" در کشورمان با تعریضهای پیاپی به نهادهای دولتی و سیاسی مورد تمسخر واقع شد و تلویحا آمار مراکز آمارگیری، مانند بانک مرکزی و مرکز آمار که مرجع نهایی بیان کمیتهای اجتماعی هستند، دروغ انگاشته شد، در حالی که شکی نیست اگر عدم اعتماد به این مراجع در مردم گسترش داده شود، در کوتاه مدت، هرج و مرج روانی و در میان مدت و بلند مدت نارضایتی اجتماعی را درپی خواهد داشت.
2. برنامه های ورزشی سیما، بهویژه دو برنامه "نود" و "ورزش از نگاه دو" علیرغم تفاوتهایی که با هم دارند، نشان داده اند در یک موضوع اتفاق نظر شگفت انگیزی دارند و آن هم، هجو بی رحمانه "منشور اخلاقی" است. اخبار تکاندهنده و تاسف آوری که از اعمال منافی عفت و اقدامات غیراخلاقی بسیاری از بازیکنان و سایر حواشی تلخ فوتبال ایران به گوش می رسد، ضرورت وجود مرجعی پیگیر و بازدارنده که "حرف آخر" را بزند، برای مبارزه با این مفاسد بزرگ، حیاتی و غیرقابل اجتناب می نمایاند که به تشخیص فدراسیون فوتبال بخشی از این تکلیف برعهده "ستاد منشور اخلاقی" گذاشته شده است.
اما این دو برنامه ورزشی در مغالطه ای آشکار با تمرکز روی یکی از مسائل کوچک این منشور، یعنی ریش بازیکنان تمام این مرجع و الگو را به استهزاء گرفته اند و البته پرواضح است که استمرار این وضع، هرج و مرج اخلاقی فعلی در فوتبال را رونق بیشتری خواهد بخشید.
3. بهتازگی در بخش خبری 20:30 روندی باب شده است که مطابق با آن تکذیبیههایی را که از سوی مراجع دولتی و رسمی کشور جهت رد برخی ادعاهای ناصحیح مطرح می شود، دست می اندازند و مورد تمسخر قرار می دهند. شکی نیست که تعداد قابل توجهی از این تکذیبها خود، کذب می باشد اما اساسا تأیید و تکذیب شخص یا اشخاصی که در نهادی مسئولیت دارند، تنها کانال مورد اعتماد مردم برای دریافت اخبار مربوط به آن دستگاه است. زیر سؤال بردن این سیستم بدیهی توسط رسانه ملی باعث می شود که زمینه برای افراد و نهادهای سودجو در ساختن ادعاهای واهی و اتهام زنی علیه مسئولین فراهم شود و بدتر از آن، اعتماد عمومی نسبت به حاکمان و دولتمردان خدشه دار شود، بهطوری که در تشخیص واقعیت از دروغ، دچار آشفتگی و اشتباه شوند.
لازم به یادآوری نیست که شاید عملکرد افراد مسئول در 3مورد ذکر شده یعنی "آمار"، "منشور اخلاقی" و "تکذیب" قابل "انتقاد" باشد اما متأسفانه رویکرد صداوسیما در مواجهه با این مسائل نقادانه نیست بلکه نگاه ژئورنالیستی و مبتذل این دستگاه در تمسخر آن، رویه ای بوده که این رسانه فراگیر در پیش گرفته است. البته این به آن معنا نیست که بسیاری از مسئولین رسانه ملی، خدای ناکرده نیت سوء دارند بلکه آنچه موجب بهوجود آمدن این وضع تاسفآور شده، برخی سوءمدیریتها، ناآگاهیها و بیبرنامگیهای مزمن در سطوح عالی رسانه ملی است.
سید مصطفی میرمحمدی مرجع : رجا